<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دوستانه ها    DOOSTANEHHA  </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/</link>
<description> </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 04:14:01 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خدا رو می خوام ...</title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-324.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکو یا مقام&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو به من داده&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی گذاره&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با هم ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: rgb(0,128,0); FONT-FAMILY: arial&quot;&gt;خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق هم ایم&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 04:14:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=324</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-324.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبر</title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-323.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا&quot; توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا&quot; بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:&quot; آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟&quot; هیزم شکن گفت:&quot; تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:07:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=323</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-323.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرشته بی کار </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-322.aspx</link>
<description>&lt;H3 style=&quot;MARGIN: auto 0in&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟&lt;BR&gt;فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.&lt;BR&gt;مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.&lt;BR&gt;مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟&lt;BR&gt;فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر*&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:00:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=322</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-322.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زود قضاوت نکنید (داستان کوتاه) </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-321.aspx</link>
<description>&lt;P class=post-body dir=rtl style=&quot;MARGIN: auto 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به محض شروع حرکت قطار پسر که کنار پنجره شسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: &quot;پدر نگاه کن! درختها حرکت می کنند&quot;&lt;BR&gt;مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.&lt;BR&gt;ناگهان پسر دوباره فریاد زد: &quot;پدر نگاه کن! دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند!&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باران شروع شد. چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: &quot;پدر نگاه کن! باران می بارد،‌ آب روی من چکید.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زوج جوان دیگر طاق نیاوردند و از مرد مسن پرسیدند: &quot;‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد مسن گفت: &quot;ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم... امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 19:57:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=321</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-321.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم می خواهد </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-320.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;     دلم می خواهد یک بار دیگر کنار حوض تلاوت بنشینم وفواره های گریه را تماشا کنم . دلم می خواهد یک بار دیگر مساله مهر را از آقای محله بپرسم وکوپنهای دو رکعتی ام را بردارم و چند کیلو نماز حاجت بگیرم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;     دلم می خواهد کشوهای حافظه ام از ترانه های تنهایی پر باشد . نمازم را در تلاقی چهارراه ها بخوانم . هر وقت که خورشید مهر به وسط آیینه ها رسید ، بروم بالای ناودان ها و اذان باران بگویم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;     دلم می خواهد از صبح تا شب کنار صفحه تاریخ بنشینم و موسیقی حیات گوش بدهم و بروم از صدا و سیمای طبیعت تقاضا کنم تا سریال اول آفرینش را تکرار کنند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;      دلم می خواهد به هر کس که می رسم یک آیینه هدیه بدهم ، به هر کجا که می روم چند سایه همراهم باشند دلم می خواهد با ماهیتابه وضو بگیرم و جنس سجاده ام از کرک درناهای شبگرد باشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;    دلم می خواهد خودم اندازه های زخمم را بگیرم و پارچه شهادتم را انتخاب کنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT face=&quot;tahoma,Andale Mono&quot; color=#000080 size=2&gt;احمد عزیزی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 19:52:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=320</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-320.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسنک کجایی؟ </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-319.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;گاو ماما می کرد&lt;BR&gt;گوسفند بع بع می کرد&lt;BR&gt;سگ واق واق می کرد&lt;BR&gt;و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟&lt;BR&gt;شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. &lt;BR&gt;او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. &lt;BR&gt;او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.&lt;BR&gt;موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست؛ چون او به موهای خود ژل می زند.&lt;BR&gt;دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری به او گفت تصمیم بزرگی گرفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند؛ چون او با پتروس چت می کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد؛ چون زیاد چت کرده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت؛ ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . &lt;BR&gt;ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. &lt;BR&gt;قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند. &lt;BR&gt;اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. &lt;BR&gt;الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلا حوصله مهمان ندارد. &lt;BR&gt;او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.&lt;BR&gt;او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.&lt;BR&gt;او کلاس بالایی دارد، او فامیل های پولدار دارد.&lt;BR&gt;او آخرین بار که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد؛ چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد، &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نشریه سیاسی/ فرهنگی بیداری دانشجویی شماره ۳۳، ۲۲ آبان ۸۶&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 19:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=319</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-319.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلمان خوش است به ...</title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-318.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#336699 size=2&gt;دلمان خوش است به ...&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;از همان روز اول که به دنیا می آییم دلمان خوش است&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;دلمان خوش است که مادری داریم که شیرمان می دهد&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است که پدری داریم که می توانیم با موهای صورتش بازی کنیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است که همه گوسفند ها و گاو ها و مرغ ها برای شکم ما آفریده شده اند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به این خوش می شود که زمین زیر پای ماست و آسمان هم ,&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به قیافه خودمان توی آینه خوش می شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا به اینکه توی جیبمان یک دسته اسکناس داریم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به لباس نویی خوش می شود و به اصلاح سر و صورتی ذوق می کنیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا وقتی که جشن تولدی برایمان می گیرند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا زمانی که شاگرد اول می شویم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان ساده خوش می شود به یک شاخه گل یا هدیه ای که می گیریم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا به حرف های قشنگی که می شنویم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به تمام دروغ ها و راست ها خوش می شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به تماشای تابلویی یا منظره ای یا غروبی یا فیلمی در سینما و شکستن تخمه ای &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش می شود به اینکه روز تعطیلی را برویم کنار دریا و خوش بگذرانیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;مثلا با خنده های بی دلیل &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا سرمان را تکان بدهیم که حیف فلانی مرد یا گریه کنیم برای کسی &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش می شود به تعریفی از خودمان و تمسخری برای دیگران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا به رفتنی به مهمانی و نگاه های معنی دار و اینکه عاشق شده ایم مثلا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش می شود به غرق شدن در رویاهای بی سرانجام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به خواندن شعر های عاشقانه و فرستادن نامه های فدایت شوم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان ساده خوش می شود با آغوشی گرم و حرف هایی داغ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است که همه چیز رو براه است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;که همه دوستمان دارند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;که ما خوبیم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;چقدر حقیریم ما....&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;چقدر ضعیفیم ما...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران می خوانند و عده ای می گویند , آه چه زیبا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است به لذت های کوتاه ... به دروغ هایی که از راست بودن قشنگ ترند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;با شاخه گلی دل می بندیم و با جمله ای دل می کنیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;چقدر راحت لگد می زنیم و چه ساده می شکنیم همه چیز را&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;روز و شب ها تمام می شود و زمان می گذرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش می شود به اینکه دور و برمان پر می شود از بچه ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به تعریف خاطره ها خوش می شود و دادن عیدی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به اینکه دکتر می گوید قلبت مشکلی ندارد ذوق می کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و اینکه می توانیم فوتبال تماشا کنیم و قرص نیتروگلیسیرین بخوریم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان به خواب های طولانی و بیداری های کوتاه خوش است &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و زمان می گذرد &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;************ ********&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;حالا دلمان خوش می شود به گریه ای و فاتحه ای&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به اینکه کسی برایمان خیرات بدهد و کسی و به یادمان اشک بریزد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;ذوق می کنیم که کسی اسممان را بگوید &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و یا رهگذری سنگ قبرمان را بخواند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و فصل ها می گذرد &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان تنها به این خوش می شود که موشی یا کرمی از گوشت تنمان تغذیه کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;یا ریشه گیاهی ما را بمکد به ساقه گیاهی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است به صدای عبور آدم هایی که آن بالا دلشان خوش است که راه می روند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روی قبر ما&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و دلمان می شکند از لایه های خاکی که سنگ قبرمان را در مرور زمان می پوشاند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و اینکه اسممان از یاد بچه ها رفته است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و زمان باز می گذرد &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;************ ********&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;دلمان خوش است به استخوان بودن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به هیچ بودن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به خاک بودن دلمان خوش است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;به مورچه ها و موش ها و مارها &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;************ ********&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;ما آدم ها چه راحت دلمان خوش می شود&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;مثل کودکانی که هنوز نمی فهمند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;ما اشرف مخلوقات عالم هستیم و چقدر خوش به حالمان می شود &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;ما خیلی خوبیم ... !&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;&lt;STRONG&gt;و من دلم خوش است به نوشتن همین چند جمله &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#336699&gt;و این است پایان سایه روشن...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 18:16:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=318</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-318.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکاتی  برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی</title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-317.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #ff00ff; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;BR&gt;1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. Sit in silence for at least 10 minutes each day. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;حداقل 10 دقیقه در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روز با خود خلوت کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;با استفاده از ویدئو برنامه های&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4. When you wake up in the morning complete the following statement, &quot;My purpose is to__________ _ today.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;صبحها که&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;....» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5. Live with the 3 E&apos;s -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F&apos;s-- &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Faith, Family, Friends. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;با سه&lt;/SPAN&gt; E&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;زندگی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنید؛&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;Energy(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;انرژی&lt;/SPAN&gt;)&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;، &lt;/SPAN&gt;Enthusiasm(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;شوق&lt;/SPAN&gt;)&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;، &lt;/SPAN&gt;Empathy(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با سه&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; F&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;یعنی&lt;/SPAN&gt; Faith(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;ایمان&lt;/SPAN&gt;)&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;، &lt;/SPAN&gt;Family (&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;خانواده) و&lt;/SPAN&gt; Friends(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;دوستان&lt;/SPAN&gt;). &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;(&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;زمانی را به مراقبه و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بیشتری صرف کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9. Dream more while you are awake. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;وقت بیداری بیشتر رویا ببینید&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds &amp; walnuts. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;11- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;مقداری چای سبز و مقادیر بسیار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;12. Try to make at least three people smile each day.. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;12- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را به لبخند وادارید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;13- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تازه ای وارد زندگیتان شود&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;14. Don&apos;t waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;14- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;15- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;16- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;17- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;18. Life isn&apos;t fair, but it&apos;s still good.. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;18- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این حال زیباست&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;19. Life is too short to waste time hating anyone. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;19- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دیگران کنیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;20. Don&apos;t take yourself so seriously. No one else does. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;20- &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مورد شما نمی کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 00:38:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=317</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-317.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معنای خوشبختی </title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-316.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#336699 size=2&gt;معنای خوشبختی (داستان عاشقانه زیبا)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://iraneshgh.info/join/?webmail&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 459px; HEIGHT: 27px&quot; height=27 src=&quot;http://iraneshgh.info/group/style/line.gif&quot; width=607 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table1 dir=rtl style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px&quot; width=&quot;98%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; BORDER-TOP: medium none; BORDER-LEFT: medium none; BORDER-BOTTOM: medium none&quot; align=middle&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. &lt;BR&gt;در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iraneshgh.info/adv&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; TEXT-TRANSFORM: none; COLOR: rgb(0,0,0); TEXT-INDENT: 0px; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; WHITE-SPACE: normal; LETTER-SPACING: normal; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT-VARIANT: normal&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد. &lt;BR&gt;در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد. &lt;BR&gt;روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد. &lt;BR&gt;دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود. &lt;BR&gt;دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد. &lt;BR&gt;زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iraneshgh.info/adv&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; TEXT-TRANSFORM: none; COLOR: rgb(0,0,0); TEXT-INDENT: 0px; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; WHITE-SPACE: normal; LETTER-SPACING: normal; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT-VARIANT: normal&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید. &lt;BR&gt;زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟ &lt;BR&gt;پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد. &lt;BR&gt;چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت. &lt;BR&gt;مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟ &lt;BR&gt;پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iraneshgh.info/adv&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; TEXT-TRANSFORM: none; COLOR: rgb(0,0,0); TEXT-INDENT: 0px; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Times New Roman; WHITE-SPACE: normal; LETTER-SPACING: normal; BORDER-COLLAPSE: separate; FONT-VARIANT: normal&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟ &lt;BR&gt;مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم. &lt;BR&gt;پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟ &lt;BR&gt;پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟ &lt;BR&gt;کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 00:35:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=316</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-316.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجت الله رئوفی نیا HOJATOLLAH RAOFINIA</title>
<link>http://irjahrom.blogfa.com/post-315.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000cc size=3&gt;حجت الله رئوفی نیا&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;HOJATOLLAH RAOFINIA&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;کلاهبردار . شیاد . متقلب حیله گر&lt;BR&gt;fraudulent . crook . swindler . hustler . rook&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;حجت الله رئوفی نیا یک ایرانی ساکن کشور سوئد است که از طریق تلفن و فکس افراد زیادی را سر کیسه میکند از دوستان و خوانندگان وبلاگم خواهش میکنم این پست مطلب را در وبلاگ و سایت خود منتشر کنند تا برای جستجوی بهتر در موتورهای جستجو اسم ایشان به همراه کلمه کلاهبردار نمایان شود شاید که افراد کمتری گرفتار ایشان شود. اخیرا یکی از آشنایان ما گرفتار این شخص شده است.&lt;BR&gt;برای اطلاعات بیشتر از این شخصیت به لینکهای زیر حتما مراجعه بفرمایید.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://iscanews.ir/fa/PrintableNewsItem.aspx?NewsItemID=151219&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033cc&gt;http://iscanews.ir/fa/PrintableNewsItem.aspx?NewsItemID=151219&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=23153&quot;&gt;&lt;FONT color=#0033cc&gt;http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=23153&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.dastbedast.com/index.php?DISP=show&amp;newsid=71&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;http://www.dastbedast.com/index.php?DISP=show&amp;newsid=71&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منبع: saeedartoon&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 05:22:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irjahrom&amp;postid=315</comments>
<dc:creator>irjahrom</dc:creator>
<guid>http://irjahrom.blogfa.com/post-315.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
